تبليغاتX
باریکتر از مو!
سه شنبه 28 فروردین1386
سوغات وبگردی

 

به تعدادی برادر! جهت شهید شدن نیازمندیم

 

 

اکبر عبدی –کامبیز دیر باز –امین حیایی –علی اسیوند-ارژنگ امیر فضلی = اخراجی ها

 

سید جواد هاشمی –فخر الدین صدیق شریف = آشنایان

 

نگار فروزنده – نیوشا ضیغمی =گوشه و کنارها

 

و

 

مسعود ده نمکی =افساید

 

خنده در رگریه

گریه در خنده

اخراجی ها از دنیا اخراج شدند اما از بهشت نه !

ده نمکی سال هاست که اخراج شده اما ساکت نه !

 

خنده در گریه

برادر حاجی :کفن چند تیکه است ؟
لا مذهب :زنونه یا مردونه ؟؟؟

 

برادر حاجی :نماز جمعه چند رکعت است ؟

لا مذهب :چون جمعه است و تعطیله هرچی بخونی ثوابش بیشتره چهل رکعت ،پنجاه رکعت

 

فریاد بر آورد :اهای این ها چیه که می پرسی ؟؟؟؟این ها که نشد ملاک ؟؟؟

اغاز فیلم با خنده است تا ثابت کند که این رسم روزگا ر است که بعد از هر خنده گریه ا ست .

 

اخراجی ها راهی جبهه می شوند:

گفت :می رویم جبهه و با تلوزیون و یخچال  و .............بر می گردیم .

راست می گفت چه بسیار افرادی رفتند و در حالی بر گشتند که در زمره طبقه بندی شهید باکری قرار گرفتند .

 

 

در جبهه به کوچکی که احساس بزرگی می کرد فریاد بر آورد :به چیت می نازی ؟؟؟به ریشت ؟؟؟

حرف دلمان را چه محکم زد به آنان که گمان می کنند خدا ترازویش را آماده کرده تا بگذاردشان در ترازو و هر چه قدر  که ریش و پشمشان بیشتر باشد اجرشان را هم بیشتر بدهد.

 

این سکانس از جنس خیال نیست واقیعت است :"جماعت !یک دنیا فرقه بین دیدن و شنیدن .برید از اون ها بپرسید که شنیده ها رو دیدن ."

فرمانده فریاد می زند :زود باشید باید زمین رو پاک سازی کنیم .

بدون تردید می روند نه می دوند و روی مین دراز می کشند زمین را نه .روحشان را پاکسازی می کنند و می پرند .

 

و سکانس اخر :

گفته بود که هر کس از این شربت های معروف بخورد شهید می شود .

مصی که شهید شده بود و مجید هم سرش را روی زانو ی حاجی گذاشته بود و جان می داد .او که برای رسیدن به معشوقه اش عازم شده بود هم معشوقه اش را یا فت و هم به وصالش رسید  .

 

آفساید (ده نمکی )

  چه قدر حرف دارد برای گفتن !

  چه قدر درد دارد برای نالیدن !

 

گفت که همه شخصیت ها واقعی هستند .

(اگر امروز باورش سخت است برای این است که آن ها خیلی بزرگ بودند یا این که امروز ما خیلی کوچک هستیم )

 

گفت می دانم که کار کیست !!!!جیب خیلی ها در مخالفت با من پر می شود.

(جلوی سینما ،فیلم هنوز روی پرده است .فریاد ها بلند است :سیدی اخراجی ها با بهترین کیفیت رسید )    

 

 

گفت نه مرغ می خواهیم نه سیمرغ .

(اما نالید که این بی انصافی است که حتی یکی از بازیگرانش هم کاندید نشد انتخاب شدنش پیشکش )

 

پرسیدند آیا شما همان مجید سوزوکی هستید ؟؟؟

پاسخ نداد .

 

ضمیمه :از حق نگذریم تیتراژ اخرش با صدای محمد  اصفهانی عالی بود

نوشته شده توسط علی در 20:31 | | لینک به این مطلب
دوشنبه 23 بهمن1385
عکس های اخیر،امروز،فردا
ببخشید یه چند وقتی نبودم زندگیه دیگه...
 
قابل توجه ترکان اصیل-همه اونهایی که در پست قبلی: 
ارشاد کردن,فحاشی کردن;تشکر کردن
زدن و...
 
من فقط برای کم کردن یک هکر ترک با لقب بابا کلاغهاین پست رو گزاشته بودم 
بدین ترتیب شما هر جا ترک دیدین بابا کلاغه جاش بگزارید.
 
القصه تو اون دنیا سر پل سرات ما رو خف نکنید ناسلامتی ترکید=خَرید
البته سوءتفاهم نشه ها خر به منظور بزرگ.
 
اگرم که خف کردید پس خر به منظور خر چهار پا.
 
دیگه بقیه ی داستان با خود شماست...
 
ولنتاین
در ابتدا اين روز را به همه عاشقان و ترکها تبريك مي گم
اميدوارم به بهترين ها باشيد
*.*.*.*.*.*.*.* 
 
تاريخچه
در سده سوم میلادی که مطابق می‌شود با اوایل
شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است
بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینکه
سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای
سربازان امپراتوری روم قدغن می‌کندلودیوس به قدری بی‌رحم وفرمانش
 به اندازه‌ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان
 را نداشت. اما کشیشی به نام والنتیوس (والنتاین)، مخفیانه عقد
سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد. کلودیوس
 دوم از این جریان خبردار می‌شود و دستور می‌دهد که والنتاین را به
 زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می‌شود
رانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق، با قلبی عاشق
اعدام می‌شود... بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق
 می‌دانند و از آن زمان نهاد و نمادی می‌شود برای عشق!
 
و حالا عكس هايي مخصوص ولنتاين
 
 
 Glass Fragrance
 
 Heart to Heart
 
 Heart Glow
 
 For A Golden Heart : Valentine's Day Hamper
 
 Hearty Surprise: Gift Hamper
 
 Chocolatey Delight: Gift Hamper
 
 A Loving Pair : Valentines Gift Hamper
 
 Love & Affection: Gift Hamper
 
 Adorable Vibrating Twin Teddies: Gift Hamper
 
 Teddy Surprise: Gift Hamper
 
 
Ta ra neh ha
 
Ta ra neh ha
 
 
 
Ta ra neh ha
 
 
Ta ra neh ha
 
Ta ra neh ha
 
 
Ta ra neh ha
 
دوستدار شما... عمو علی
 

طنزانه
20 بهمن  85
سلام به همه دوستان.تعطیلات آخرهفته خوش گذشت؟ امیدوارم هفته ای سرشار از موفقیت
وکامیابی رو شروع کرده باشین.
این طنزانه موخره یا همون دنباله طنزانه های هفته قبله که به علت برخی مسائل امروز
منتشرمیشه!
یاعلی!
از دانشمندان پزشكي در صحن مجلس تقدير شد ولي حداد عادل براي آنان
سنگ تمام گذاشت.
حداد: حالا همه به افتخارشون ... آ... كف ...
لنكراني: آقاي دكتر ... ديگه از اين بيشتر شرمنده‌مون نكنين.

 
البته امروز مجلس كلا روز پركاري را گذراند.
 
ـ يه بار ديگه اگه بوي پياز داغ توي مجلس بلند بشه، مسئولش شماييد ها!
ناطق سپس افزود: خب حالا كه هيشكي براش مهم نيست من چي مي‌خوام بگم، اجازه بديد يه SMS توپ براتون بخونم: يه روز يه ...
 
كنفرانس مطبوعاتي وزيران امور خارجه هند و ايران برگزار شد.
 
متكي: تحت تأثير تهديدهاي آمريكا قرار نگرفتن فقط اينقدر [...](1) مي‌خواد كه دوستان هندي قول داده‌اند فراهم كنند.
------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------
1ـ متن ناخواناست. احتمالا كلمه «مايه» يا چيزي توي اين مايه‌ها بود است
 
قرارداد اجراي پروژه LNG امروز بين طرف ايراني و كره‌اي امضا شد.
 
انواع خنده: لبخند، نيشخند، ريشخند.
از جديدترين فيلم مسعود ده‌نمكي در جشنواره فجر استقبال شد.
 
ـ اصولا يه چند وقتيه به اين نتيجه رسيدم كتاب خوندن و قهوه خوردن و فيلم ساختن بهتر از شلمچه نوشتن و فشار دادنه... .
 
تا مبین به خاطر انتشار تصاوير منافي عفت من را توبيخ نكرده، اين دو شهروند
 پمپئي ايتاليا را كه در حالات خاصي فسيل شده‌اند، ببينيد.
مرد: عزيزم ... يه بار دير اومدم خونه ... شيش هزار ساله تو اين حالت نگهم داشتي ... ميشه بسه؟
 
نوشته شده توسط علی در 20:30 | | لینک به این مطلب
جمعه 28 مهر1385
یک دعا...

 

پروردگارا

 

 

 

سرنوشت مرا خیر بنویس

 

      تقدیری مبارک  

 

 

تا هرچه را تو دیر می خواهی،

                  

      زود نخواهم     

 

وهرچه راتو زود می خواهی 

 

دیر نخواهم

 

نوشته شده توسط علی در 2:10 | | لینک به این مطلب
دوشنبه 24 مهر1385
نامه ای به خدا

 

 نامه ای به خدا

 

 

 

 

 

 

یک روز کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نا معلوم دارند رسیدگی می کرد متوجه نامه ای شده بود که

 

روی آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای به خدا.

 

کارمند پست با خودش فکر کرد که بهتر است نامه را باز کند و بخواند.در نامه اینطور نوشته شده بود:

 

خدای من بیوه زنی ۸۳ ساله هستم که زندگی ام با حقوق ناچیزبازنشستگی می گذرد.دیروز یک نفرکیف مرا که

 

صددلار در آن بود دزدید.این تمام پولی بود که تا آخر برج باید خرج میکردم.یکشنبه هفته ی دیگر عید است

 

ومن دو نفر از دوستانم رابرای شام دعوت کردم، اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم هیچ کس را هم ندارم

 

تا ازاو پول قرض کنم.تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی،به من کمک کن.

 

کارمند اداره ی پست خیلی تحت تآثیر قرار گرفت ونامه را به همکارانش نشان داد.نتیجه آن شد که همه ی آنها

 

جیب خود راجستجو کردند هر کدام چند دلاری روی میز گزاشتند. در پایان96دلار جمع شدوبرای پیرزن

 

فرستادندهمه ی کارمندان پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهندخوشحال بودند.

 

عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت تا اینکه نامه ی دیگری از پیرزن به اداره ی پست رسیدکه

 

روی آن نوشته شده بود :نامه ای به خدا.

 

همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند مضمون نامه چنین بود؛خدای عزیزم چگونه میتوانم از

 

کاری که برایم تشکر کنی.بالطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده وروز خوبی را با هم

 

بگزرانیم.من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی.

 

البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره ی پست آن را برداشتند.

نوشته شده توسط علی در 1:34 | | لینک به این مطلب
یکشنبه 23 مهر1385
حیدر بابا

سلام چطورید؟

                 یه چند وقتی بود نبودم ولی حالا که هستم بیایدو مارو شرمنده کنید.


به یاد پدر یتیمان


حیدر بابا ای شهریار عالم  

حیدر بابا ای شهریار خسته    

حیدر بابا  کوثر به خون نشسته  

 حیدر بابا  دنیا چه کج مداره

حیدر بابا  شدپر ز شعله  دامن     

حیدر بابا  عشقت عیار زهراست سجاده ات چشم انتظار زهراست 

حیدر بابا...

حیدر بابا...

علی علی حیدر مدد...

علی علی حیدر مدد...

آی آدما ارباب ما بنده نوازی میکن

یه عمری نام علی بادلا بازی میکن

اسم مقدسش شده ذکرلبم در همه دم

یه  مویی از اربابمو به صدتا عالم نمیدم

یا علی دستمون هممون و بگیر

فدات آقا.

 

نوشته شده توسط علی در 15:28 | | لینک به این مطلب